صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

67

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

بر سپاه ملك قتلمش بن اسراييل تنگ آمده بود . برادرش در سوى راست سپاهش ، و اميراى بوقا بر طرف چپ آن بود . سلطان برنشست و در پاى كوه راهى مىجست و چون نيافت ، در ميانهء آب در طول رود اسب براند و به تازيانهء « * » خويش به لشكر اشارت كرد ، كه از پى او برفتند و در آن آب انبوه و ترس‌آور درآمدند . هم در اين هنگام ملك قتلمش و لشكريانش چشم مىداشتند كه ايشان در چسبنده‌گل آن شوره‌زار فرو روند ، اما سنقرجه بر ملك قتلمش حمله برد و چترش درربود و پرچمش باژگونه كرد . ملك قتلمش كه زخمى چند به دو رسيده بود ، پشت بداد و آهنگ دژ گردكوه كرد كه از دژهاى او بود ؛ از لشكرش نه سوارى ماند و نه پياده‌اى ، و جملگى پشت بدادند . « 2 » وقتى سلطان خواست تا اسيران را ، كه شجاعت شيران را گستاخى گرگان در مقابله آورده بودند ، به قتل آورد ، وزير نظام الملك به گذشت و بخشايشش بخواند و او نيز از ايشان درگذشت و به نيكى و خوبى با آنان مقابله كرد . سرانجام وقتى پشت جنگ بار گران برگرفت و فتح و ظفر گرد از دامن سترد ، ملك قتلمش را ديدند كه در آغلى جان سپرده است ، و تابوت او را به آرامگاه سلطان ركن الدين طغرل در رى بردند . « 3 » در اين سال عميد خراسان ، محمد بن منصور نسوى ، كارگزار بصره بود و با اموالى چند ، كه آمال هميشه بدان دربسته‌اند ، به بارگاه سلطان بازآمد . شيخ على بن حسن باخرزى نيز به خدمتش بود ، و در بصره واقعاتى بر او گذشت . احوال عميد خراسان ؛ محمد بن منصور نسوى عميد خراسان در آغاز زندگانى قصّاب بازار لشكر ، و از نديمان آخورسالار سلطان ركن الدين طغرل بود . چون آخورسالار جان سپرد . عميد محمد عهده‌دار اين كار شد و به روفتن اصطبل و

--> ( * ) در اينجا در متن مصحّح دكتر نور الدين « وسط ( ميان ) آمده كه نادرست است ؛ در نسخهء خطى « سوط » ( تازيانه ) آمده است - مترجم فارسى . ( 2 ) . اين نبرد در ده ملح در اوايل محرم سال 456 ه ( سال 1064 م ) رخ داد . نك . به : ابن اثير 10 / 13 - 12 و سبط ابن جوزى 110 . برادر قتلميش ، رسول تكين نام داشت ( سبط ابن جوزى 111 ) . گردكوه ، دژى است در كرمان . ( 3 ) . نيز نك . به : ابن اثير 10 / 13 - 12 .